آهنگ بسیار زیبای پرنده از معین و سیاوش قمیشی
Moin & Siavash Ghomayshi - Parandeh
Moin & Siavash Ghomayshi - Parandeh
Shiavash Ghomayshi – Zemzemeh
|
این دیگه فکر نداره وقتی میشنوی میگم تو برو باهام نمون، حتی اسممو نیار اگه یک شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون که تمام فکر من پیش تو بد مثل تو او زندگیم هیشکی نبود میدونی حرفی ندارم اگه زمزمه هامون شده یخ تو دلامون میدونی جایی ندارم جز امشب زیر بارون برم پیش خدامون ... |
Siavash Ghomayshi – Teflaki
|
نگو طفلی دل سپرده، یه نفر دلش رو برده بگو چون عاشقه قلبش تا به حال از غم نمرده میدونی زندگی سخته بار حرف زور زیاده کسی برده که قلبش رو، به دست غم نداده نگو طفلکی منم، من شهامتم زیاده هیچ کسی هنوز تو دنیا مثل من که دل نداده مثل پرواز پرنده توی قلب آسمونا من دلو به عشق سپردم توی قلب کهکشونا پر زدم من توی چشمات من از پایان میترسیدم و آغاز کردم ... |
Siavash Ghomayshi – Deltangi
|
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پرپر نشده دل اسمون سبکتر نشده مه سرد رو تن پنجره ها مث بغض توی سینه ی منه ابر چشمام پر اشک ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تورو من با کی بگم؟ همه حرفا که آخه گفتنی نیست خیلی وقته که دلم... |
Siavash Ghomayshi - Tekarar
|
ای آدمک کوکی ، صبح شد که بیدار شی مثل همه ی عمرت ، تکرار شی و تکرار شی صبح بعدیت انگار نیست ، تو توی شبت غرقی بین شب و روز تو ، انگار که نیست فرقی شب هات مثل روزاته ، روزات همگی تکرار از دست همه سیری ، از دست خودت بیزار پرواز واسه تو مرده ، تو اوج نمیگیری بردی همه رو از یاد ، از یاد همه میری تا فرصت هنوزم هست ، برگرد به خودت ، برگرد نو شو که این تکرار ، از تو ، تو رو دورت کرد بسه اگه تا امروز ، تکرار تورو داد بر باد فردا رو بساز از نو ، دیروز و ببر از یاد تو لحظه ی تکراریت ، تنها خودتی همرات حسرت شده یارتو ، ای کاش ، همه ی حرفات با غصه نشو همدم ، سنت شکن خود باش آزاد ترین فردی ، وقتی که نگی ای کاش
|
Siavash Ghomaishy - Zendegi
|
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق میتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن میشود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید میتوان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود میتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن ... |